كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

297

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

مسلمانان را جمع كرده و از آنان خواست تا قسم ياد كنند كه به او وفادار خواهند ماند . تك تك مسلمانان به نزد او آمده و دست او را گرفته و قسم ياد نمودند . اين قسم بعدها « بيعه الرضوان » معروف گرديد ، يعنى پيمان براى بهشت . منابع مختلف در مورد متن اين قسم قولهاى مختلفى را نقل نموده‌اند . عدّه‌اى معتقدند كه مسلمانان قسم خوردند كه تا پاى جان براى جنگيدن با قريش بايستند ، ولى بيشتر احاديث چنين نقل مىكنند كه مسلمانان قسم مىخوردند كه فرار نكنند ، ولى واقدى معتقد است كه مسلمانان يكى يكى نزد محمد ( ص ) آمده و دست او را در دست گرفته و مىگفتند : ما قسم مىخوريم كه هرآنچه در روح تو مىگذرد بپذيريم و از آن پيروى نمائيم ، در بحران‌ها لحظات سخت هرآنچه تو تصميم مىگيرى بدون چون و چرا اجرا نمائيم . همه مسلمانان از جمله ابن ابىّ و ساير منافقين نيز قسم خوردند . در اين مقطع انسان وسوسه مىگردد كه نقل قول واقدى را دنبال كند . وقتى محمد ( ص ) به حالت تمركز ماورائى فرو رفت ، گويا از درون خود چنين پاسخ گرفت كه راه‌حل پيشنهادى او نه تنها نبايد مصالحه‌آميز باشد بلكه بايد هيجان و احساسات پيروان او را هم برانگيزد . بنابراين تصميم او درست در جهت عكس سياست قبلى او گرديد . تا به حال اين سياست بيش از اينكه جامع باشد فشرده بود . حالا او در حديبيه با منطقى روبرو گرديده بود كه هنگام ترك مدينه تصور آن را نيز نمىكرد . درست پس از مراسم قسم خبر آمد كه عثمان كشته نشده است . در همين موقع سهيل با چند نفر همراه از دور ظاهر گشتند . اين نشانى بود از آمادگى قريش براى آغاز مذاكرات . محمد ( ص ) و سهيل مذاكره طولانى و بسيار فشرده‌اى انجام دادند و سرانجام نتايج توافق اعلام گرديد . توافقى كه تمامى همراهان محمد ( ص ) را در بهت و نااميدى فرو برد . محمد ( ص ) قول داد كه او با اختيار خود و بدون انجام مراسم حج به مدينه باز خواهد گرديد ، تا بدين وسيله زبان قبائل ديگر از نكوهش قريش كوتاه گردد . اما سال آينده او و زائرين مسلمان در همين زمان براى انجام مراسم حج باز خواهند گشت ، و قريش براى سه روز شهر را خالى و در اختيار مسلمانان براى انجام حج عمره ( حج كوچك‌تر ) خواهد گزارد ، تا آنها در صلح و آرامش و بدون دغدغه خيال به انجام فرايض دينى خود بپردازند . همچنين پيمانى براى متاركه جنگ بين